این جریان و ادعاها و فعالیت های شان، تناقضات بسیار زیادی دارند. تناقضاتی که فقط برای فهرست شان، به یادداشت جداگانه ای نیاز است. با این حال برخی از این تناقضات عبارت اند از:
1. احمدالحسن از طایفه صیامر منطقه زبیراسـت. این طایفه از بنیهاشم نیستند اما با این حال نام برده با پوشیدن عمامه سیاه و یدک کـشیدن عـنوان «سید احـمد» خود را «سیّد» و از بنی هاشم معرفی کرده است.
2. در فیلمی که از احمدالحسن موجود است وی ضمن خطابه ای می گوید: «من یـک روسـتایی ساده هستم و هیچ گونه ادعایی ندارم»، امّا در عین حال می گوید: «خدا مرا برگزیده و ائمه همراه من هـستند. من صـاحب نـفس مطمئنه ام و نور سراسر وجود مرا فرا گرفته است».
3. در همان فـیلم، وقتی به عربی فصیح تکلم می کند، در لحن کلام او اشتباهات زیاد صرفی و نحوی وجود دارد که نشان از بی بهرگی او از دانش و سواد است و با ادعاهای او نیز در تناقض است.
4. وی در عین این که خود را فرزند امـام زمـان و سـید هاشمی می داند، خود را یمانی نامیده اسـت در حالی کـه دو عنوان «یمانی» و «هاشمی» آن هم برای کسی که اهل عراق است قابل جمع نیست. «یمانی» ظهور در این دارد که اهل یمن است در حالی که وی به اعتبار محل تولد و رشد و نموش عـراقی اسـت. البته گویی خـود او متوجه این تناقض شده، لذا با این مغالطه، این لقـب را تـوجیه نموده است که چون مکه از تهامه است و تهامه از یمن است پس محمد و آل محمد(علیهم السلام) همگی یمانی هستند! وجه مغالطه بودن این توجیه این است که کـه تهامه یک منطقه جغرافیایی است که از شمال جزیره العرب یعنی بالاتر از مکه و مـدینه آغاز می شود و جنوب آن به یمن میرسد. بنابراین مکه و مدینه بخشی از تهامه هستند و یمن هم از تهامه است، ولی تهامه از یمن نیست بلکه یـمن در جـنوب جـزیره العرب قرار دارد و شامل شمال و میانه جزیره العرب نیست. بنابراین محمد و آل محمد(علیهم السلام) حجازی و تـهامی هـستند اما یمانی نیستند.
5. احمدالحسن در پیامی که برای مردم عراق فرستاده است از یک سو ادعا می کند که من از طـرف امـام زمـان(عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) و با تایید جبرئیل و میکائیل آمدهام، بنابراین پیروزی او با امدادهای غیبی بـاید حـتمی باشد در حالی که از مردم عراق یاری می طلبد و می گوید: «اگر نصرتم ندهید، شما سابقه بی وفایی بـه مـسلم بـن عقیلرا داشتید» و بدین صورت خود را به مسلم بن عقیلتشبیه می کند.
6. وی به خواب های خودش و خـواب های دیـگران استناد می کند در حالی که خواب در مسائل شرعی و عقیدتی برای دیگران هیچ گونه حجیّت و اعتباری ندارد. هیچ پیـامبر و حـجت خـدایی حقانیت خود را با خواب اثبات نکرده است. مخصوصا که خواب صرفا ادعا است و امکان دارد آدم دروغگو هم آن را ادعـا بکند.
به هر حال همه آن استنادات حدیثی غیر صحیح، همه آن تهدیدها و آسیب های مشکوک امنیتی و همه این تناقضات نشان می دهد که شیعهبا فرقه انحرافی جدید و خطرناکی روبه رو شده است. بنابراین همان طور که در طول تاریخ خود با جهادعلمی و عملی علما و فقها توانسته راه اصیل اهل بیت(علیهم السلام) را از میان بیراهه های فرقه های انحرافی حفظ کند، این بار هم ان شاءالله با روشن بینی و روشن اندیشی توده های شیعی، طومار این فرقه انحرافی را در هم خواهد پیچید و با هدایت فریب خوردگان این فرقه، رویاهای استعمارگران در تضعیف مکتب و دین را به کابوس بدل خواهد ساخت.
سلام بر مسافر ؤمان...
ما را در سایت سلام بر مسافر ؤمان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 16:22